تبليغاتX
زخمه عشق

به نام خدا

تحول اندیشه در جهت فرهنگ سازی موهبت ارزنده ایست که باید قدر آن را بدانیم و در جهت گسترش و تقویت فرهنگ جامعه از آن بهره بگیریم.

مخاطب موسیقی در ایران خوشبختانه در سالهای اخیر به این مهم دست یافته و به این تحول فکری رسیده است . قضاوت حقیقی در برخورد با این موضوع این است که وجود مکتب موسیقی ذوالفنون در این تحول نقشی موثر و سازنده داشته است. می گویند یکی از کارهایی که یک کوهنورد باید انجام دهد  این است که در طی صعود به قله  گاهی نگاهی به پشت سر خود بیاندازد تا از راه رفته کسب انرژی کند برای ادامه راه ٬ این روش در حرکت فرهنگ نیز مصداق پیدا می کند  برای اینکه بدانیم در این زمینه چه راهی رفته ایم نگاهی به گذشته لازم است.

در زمینه حرکت موسیقی ایران یا لااقل قصه موسیقی ایران از مرحله تحریم و بی مهری که بگذریم به مرحله ای می رسیم که حرکت موسیقی مجاز می شود ولی به دربار و فضا های اشرافی باقی می ماند. مرحله بعدی مرحله ای است که به یاری رسانه های جمعی موسیقی گسترده می شود و در اختیار عموم قرار می گیرد ولی کیفیت فدای کمیت می شود به طور کلی در طی تمام این مراحل بخش عمده کارآیی موسیقی یعنی بخش فرهنگ سازی آن نادیده گرفته شده و انتظار از موسیقی از حد پرکردن اوقات و احیانا شادی های گذرا فراتر نمی رود . ولی امروز خوشبختانه در مرحله ای از پیشرفت فکری هستیم که مخاطب ما موسیقی خوب و بد را می شناسد و برای موسیقی خوب ارزش و احترام قایل است و به بخش فرهنگ سازی موسیقی نیز توجه پیدا کرده اند. استقبال فرهیختگان و فرهنگ دوستان از کنسرتهای گروه ذوالفنون در جشنواره اخیر و همچنین از کنسرتهای کانون خیریه کهریزک و محک شاهدی بر این مدعاست. من امید فراوان دارم که این روند ادامه پیدا خواهد کرد و در آینده ای نه چندان دور شاهد روزهای روشن تری خواهیم بود. انشا الله.

من در اینجا لازم می دانم بار دیگر این مطلب را  یادآور شوم که منظور از مکتب ذوالفنون ٬ شخص ذوالفنون و یا حتی گروه ذوالفنون و به طور کلی هیچ کانون و انجمن خاصی نیست بلکه  مکتب ذوالفنون یک تفکر است که این تفکر بر چند پایه استوار است:

۱) مردم دوستی.

۲) پرهیز از شهرت طلبی و مال اندوزی.

۳) مبارزه با سنتهای پوسیده و بی فایده در فضای موسیقی ایران

 

در کنسرت اخیر  که در کانون محک داشتیم در فاصله دوبخش کنسرت خانمی سوال کردند که چه تفاوتی هست بین مکتب ذوالفنون و سایر فضاهای موسیقی. از ایشان سوال کردم شما بلیط این کنسرت را چگونه تهیه کردید؟

گفتند: زنگ زدم و برایم رزرو کردند.

گفتم: برای تهیه بلیط مشکلی داشتید؟

گفتند: نه.

پرسیدم: چه مبلغی برای بلیط پرداختید؟

گفتند: هفت هزار تومان.

پرسیدم: شما آیا می دانید که درآمد این کنسرت که درآمد چندانی هم البته نیست به چه مصرفی می رسد؟

گفتند : برای بیماران سرطانی.

گفتم: شما اگر این  فضا را با فضای مثلا کنسرتهای سالن وزارت کشور مقایسه کنید خود به خود به این تفاوت پی خواهید برد.

در جای دیگر این سوال مطرح شد که در ال حاضر بجز گروه چهار نفری اضر که در کنسرتها حضور پیدا می کنند چه کسانی با شما و مکتب شما همکاری دارند؟

این سوال ممکن است برای خیلی از علاقمندان مطرح باشد . پاسخ این است که معمولا همکاری مربوط به امور روزمره و فعالیتهای فیزیکی است در امور فرهنگی همین که یک تفکر را قبول داشته باشیم به معنی همکاری با آن مکتب و با آن تفکر است به بارت دیگر  با این مکتب همگام شده ایم و در این زمینه همگامی و همراهی مهمتر از همکاری است ٬ کسی که تفکر را بپذیرد در هر جای دنیا که باشد با این مکتب همگام و همراه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:35  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

آوای سرزمین من: آقای قهرمانلو لطفا اندکی در مورد نحوه تشکیل گروه ذوالفنون با ترکیب فعلی بفرمایید:

سروش قهرمانلو : گروه حاضر همگی از دوستان استاد هستند که در محافل انس ایشان با یکدیگر آشنا شدند. در ابتدا که من به محافل انس استاد راه یافتم گاه پیش می آمد که استاد پس از نواختن رو به من کنند و بگویند تو هم بنواز  و در این میان که من مشغول نواختن بودم استاد هم همراهیم می کردند. و گاه پیش می آمد که هنگام این دو نوازی بامداد هم همراه شود و آواز به خواند و پس از آن نوبت به آرش می رسید که به ما به پیوندد. به این شکل بود که اعضا گروه با هم ارتباط بیشتری بر قرار کردند و استاد هم که می دید ما چقدر با هم بدون تمرین های منظم و برنامه ریزی شده هماهنگ هستیم تصمیم گرفتند که گروه ذوالفنون را به شکل فعلی ایجاد کنند.

- : آیا گروه ذوالفنون گروهی بداهه پرداز است ؟؟

* : اگر بداهه پردازی همان که استاد تعریف کرده اند بدانیم ٬ یعنی چینش قطعات از پیش ساخته  شده با توجه به حال و هوای آن لحظه و در اجرا هم دست هر کدام از نوازندگان را برای نشان دادن خلاقیت خویش باز بگذاریم ٬ پاسخ پرسش شما بلی خواهد بود . گروه ذوالفنون برنامه خود را لحظاتی پیش از اجرا مشخص می کند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 11:41  توسط   | 

این مصا حبه پس از کنسرت تکنوازی استاد ذوالفنون در جشنواره موسیقی فجر و در رابطه با این اجرا انجام صورت گرفته است.

آوای سرزمین من : سالن را چگونه دیدید؟

سروش قهرمانلو : با توجه به استقبال مخاطبان جای تعجب دارد که سالنی با ظرفیت کم (حدود ۱۵۰ نفر) برای تکنوازی استاد در نظر گرفته شده بود اما در مجموع سالن از کیفیت نسبتا قابل قبولی برخوردار بود.

- : کیفیت صدابرداری را چگونه ارزیابی کردید؟

=: صدای سیمهای دوم و سوم و چهارم بسیار خوب و لذیذ گرفته شده بود اما صدای سیم اول لذیذی سه سیم دیگر صدابرداری نشده بود و صدای سالن کم به نظر می آمد.

- : در مورد سخنان استاد اندکی بفرمایید:

=: استاد در این بخش ابتدا توضیحاتی در مورد بداهه نوازی ارائه کرند و بیان داشتند که بداهه نوازی ایجاد موسیقی تصادفی نیست بلکه منظور از بداهه نوازی چینش قطعاتی از پیش ساخته شده باتوجه به حال و هوای آن لحظه است که اتفاقا گروه ذوالفنون در این مورد به بداهه پردازی رسیده است.

هر چند که در بداهه نوازی دست نوازنده هم برای نشان دادن خلاقیت باز است. آنگاه سخنی از نیچه آوردند و در ادامه سخن  بدان پرداختند که باید با سنتهای پوسیده و غلط به مبارزه پرداخت و آنها را تغییر داد که اتفاقا مکتب ذوالفنون هم در همین جهت گام بر می دارد و سپس گفتند که مکتب ذوالفنون یک روش فکریست که در آن سه اصل موجود است ٬ اول پرهیز از شهرت طلبی ٬ دوم پرهیز از مال اندوزی و سوم که مهمترین و دشوارترین اصول است مبارزه با سنتهای غلط و پوسیده است.

- : در مورد اجرای استاد اندکی بگویید:

=: ستاد مانند همیشه بسیار زیبا و پخته به اجرای برنامه پرداختند و آنچه چشمگیر بود این نکته بود که در این اجرا استاد نشان داند که هنوز ذهن جوان و خلاقی دارند.

- : در پایان اگر صحبتی مانده بفرمایید:

=: آنچه در این اجرا به چشم می آمد سکوت محض حکم فرما بر سالن در طول حدود ۴۵ دقیقه تکنوازی استاد بود با توجه به این که حدود ۵۰ نفر ایستاده کنسرت را دنبال می کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 2:22  توسط   |