اجرای موسیقی در محافل
با توجه به مقاله ایی که تحت عنوان ( خود حذفی ) پیش از این آمده بوده است متوجه شدیم که خواستگاه موسیقی اصیل ایرانی به نظر به محافل کشیده شده است در گفتاری که پیش روی شماست سعی بر این بوده تا با توجه به مطالعات و تجربه های شخصی که در این زمینه کسب کرده ام به روشی تدوین شده در اجرای محفلی موسیقی برسیم تا در حد امکان از این تریبون باقیمانده برای موسیقیمان دفاع کنیم و در صورت امکان فضا را به جایی برسانیم که صحنه های کنسرت مملو از حضور موزیسین های جوان و مخاطبین مشتاق شود . منتظر نظرات سازنده ی شما هستیم تا با هم این رخوت بوجود آمده در فضای موسیقیمان را بر طرف کنیم .
از آنجایی که برای حفظ موسیقی ، نه خط نتی وجود داشته و نه دستگاه ضبط صوتی در کار بوده ، تنها و بهترین راه حل تکیه بر حافظه بوده است. البته در آن دوران سرعت تولید موسیقی نیز بسیار پایین بوده است چرا که نیازی به آن نیز چندان احساس نمی شد (قبل از انقلاب مشروطه )از طرفی تصنیف نیز در آن دوران سخیف شمرده می شد و موسیقی ردیف سطح بالا انگاشته میشد .بنابراین تمام تلاش موسیقیدان سطح بالا، حفظ ونگهداری ردیف در حافظه بوده است و از آنجایی که این نوع موزیک نیز محدود بوده است این روش جواب می داده است ولی از طرفی مشکلاتی نیز در بر داشت یکی آنکه معیار استادی برای محافل آن دوران کمیت موسیقی حفظ شده توسط موزیسین ها بود و نه کیفیت اجرا موسیقی (که حتی در دوران امروز نیز این معیار همچنان وجود دارد و واژه ی آهنگ در خواستی از همین جا می آید ) و از طرفی اساتید آن دوران فوت و فن استادی را در آموزش ندادن آهنگهای بخصوصی به هنرجویان می دیدند .بنابر این، این خطر وجود داشت که با از بین رفتن هر یک از اساتید ،تعداد زیادی از موسیقی زمانشان که در ذهنشان محفوظ بود نیز از بین می رفت و اگر بخواهیم در سالهای آتی همین روش را ادامه دهیم( از آنجایی که تولیدات موسیقی دوران ما بیشتر از گذشته است ) سن هنر جو کفاف نمی دهد که همه ی آهنگها را در ذهن حفظ کند و مشکل دیگری که این شیوه ایجاد می کند آن است که وقتی هنرجو آهنگ های آموخته اش را از بر می کند برای نگهداری از آنها به علت فرّار بودنشان مجبور است که روزانه زمان زیادی را برای تکرار و یادآوری آنها مصرف کند که این باعث می شود بخش خلاقیت ذهن کمتر تمرین داشته باشد و کار کند ، نتیجه اینکه حتی اگر زمانی برای خلاقیت نیز پیش بیاید ساخته های ذهنش بسیار شبیه محفوظات ذهنمان میشود و یکی از دلایلی که موسیقی دوران ما کسالت آور شده است همین تکراری بودن آن است و متناسب نبودن آن با زمان و سرعت زندگی امروز ما و به همین علت نتوانسته مخاطب چندانی برای خود در سالهای اخیر جذب کند.
همانطور که پیش از این گفته شد محافل خصوصی یکی از تریبون های مهم باقیمانده برای موسیقی ایرانی شده است . اما نحوه ی اجرای برنامه در محافل روش خاص خود را می طلبد .
بسیاری از هنرمندان که در محافل برنامه ای اجرا کرده اند گله می کنند که هنگام اجرای موسیقی ، مخاطبان شروع به صحبت می کنند و........ که این گله مندی به نظر من صحیح نیست . به نظر من مخاطبان ما بسیار باهوش هستند ، بایستی نکات زیر را در نظر بگیریم تا به نتایج خوبی برسیم .
برای اجرا در محافل ، قبل از هر چیز بایستی حداقل در حد یک موزیسین متوسط باشید ، اگر از لحاظ توانایی و تکنیک و دانش موسیقی به حد اقل ها نرسیده اید به هیچ وجه در این محافل ننوازید .( لازم به ذکر است که معنی تکنیک تنها به سرعت نواختن نیست ، بلکه به این معنی است که شما دارای ابزار بسیاری در نواختن باشید و بتوانید از این ابزار در هنگام نواختن برای هر آنچه که به ذهنتان خطور می کند استفاده کنید.)
حال که در خودتان این توانایی را یافته اید که از پس نواختن در محافل بر میایید و وارد محفل شده اید قبل از هر چیز زمان بسیاری را صرف مسائل زیر نمایید .
1. معماری مکان مورد نظر را بسنجید
2. مهمانان را از لحاظ سطح فکری ، زندگی اجتمایی بسنجید و مسائل روز زندگی اجتماعی ، مسائل روز سیاسی ،فرهنگی، افتصادی که در جامعه ی آن روز مطرح است را مرور کنید و حتی پوشش و سن و سال آنان را نیز بررسی کنید .
3. اجازه دهید تمام انرژی فیزیکی مهمانان مصرف شود و اصلا به اصرار آنان برای اجرای موسیقی توجه نکنید و مطمئنشان کنید که برایشان حتما مینوازید هرچند که آنها هم این اختیار را برای شما در نظر خواهند گرفت که زمان اجرای برنامه را نیز شما مشخص خواهید کرد .
هنگامی که زمان اجرا از نظر شما فراهم شد منتظر هیچگونه تعارفی نباشید، همین که با سازتان در بینشان ظاهر شوید، خودشان آماده ی نواختن شما می شوند .
اما قبل از نواختن ،بهترین مکان از لحاظ معماری برای نواختن که چشم ناخواسته به آن سمت کشیده می شود را پیدا کنید،( مکان مورد نظر برای نواختن طوری نباید طوری باشد که پشت شما خالی باشد یا رفت و آمدی در کار باشد ) جای مهمانها را قبل از شروع به نواختن تعیین کنید طوری که جمع پراکنده نباشد.
مهمانان را از لحاظ فکری بسنجید و در انتخاب آهنگها،به سرعت ذهن مخاطبینتان از مسائل روزی که برایشان مهم بوده است نیز توجه کنید .شما زمان زیادی را قبل از اجرای برنامه در کنارشان بوده اید و از مسائلی که صحبت کرده اند متوجه شده اید که چه سریالی را می بینند ، چه فیلمی برایشان مهم بوده ، چه عطری را می پسندند، چه اتفاق سیاسی برای آنها مهم بوده ،چه رنگی را برای پوشش خود انتخاب کرده اند ، آیا در پوشش خود تابع مد هستند ؟ آیا کلاسیک می پوشند......
خلاصه اینکه متناسب با اندیشه و سطح فکری آنان از اندوخته ی ذهنتان آهنگهایی که متناسب با سلیقه ی شما نیز باشد را با سرعتهای مختلف انتخاب کنید . که البته این سنجش تنها در انتخاب آهنگها نیست بلکه در مقدار زمان نواختن هم هست.
بسنجید که شنوندگان شما حداکثر چه زمانی را با اشتیاق به موسیقی گوش می دهند،سعی نکنید زمان اجرا آنقدر زیاد شود که شنوندگان سیراب شوند .
توجه داشته باشید که شما در حال معرفی موسیقی ایرانی هستید و این بایستی به بهترین شکل ممکن انجام شود و قرار نیست که شما کنسرت دهید .چرا که در کنسرت اجرای موسیقی متن است ولی در محافل ، اجرای موسیقی معمولا حاشیه است و به همین علت بایستی به این موضوع احترام بگذاریم و اجازه دهیم تا میهمانان تا جایی که می توانند به متن بپردازند و هنگام اجرای موسیقی بایستی طوری برنامه را اجرا کنیم تا موضوع را آنطور که شایسته اش است مهم جلوه دهیم و مخاطب بعد ار آن ترغیب شود تا دفعه ی آینده به کنسرت موسیقی اصیل برود و شنیدن موسیقی را متن قرار دهد .
توجه داشته باشید که قبل از اجرا ی برنامه حتما نور فضایی که در آن به اجرای موسیقی می پردازید را متناسب با موسیقی تنظیم نمایید که اگر نور از حالت معمولی کمتر باشد و از وسایل روشنایی همچون شمع که فضاساز است استفاده شود بیشتر می توانید جمع را کنترل کنید.
به غیر از محافل خاص معمولا بهتر است در مایه ای که در آن می خواهید موسیقی اجرا کنید ، متناسب با سلیقه خودتان یکی از تصنیفهای معروف را در مجموعه ای که می نوازید قرار دهید که البته بسته به سطح سلیقه ی شنوندگانتان جای این تصنیف معروف تغییر می کند.
در چینشی که معمولا در این روزها به نظر من در محافل نه چندان آشنا به موسیقی ایرانی جواب می دهد { البته خیلی از دوستداران موسیقی ایرانی تصور می کنند که نسبت به این موزیک شناخت دارند ولی صرف اینکه طرفدار فلان خواننده یا نوازنده موسیقی اصیل باشید دلیل بر شناخت موسیقی ایرانی نیست }
بایستی در ابتدا یک تصنیف معروف که از سرعت بالایی نیز برخوردار است اجرا شود و از مخاطبین بخواهید همراه شما بخوانند و برای مثال در جایی که یک بیت تکرار می شود شما نخوانید و بگذارید صدای خودشان را بشنوند چرا که مخاطبین ایرانی از اینکه ببینند خودشان هم در اجرای یک اثر دخیل هستند خیلی لذت می برند (توجه داشته باشید که حتما هنگام اجرا بایستی بتوانید بخوانید یا لااقل خواننده ای در کنارتان حضور داشته باشد ، و اگر خواننده هستید حتما بایستی با یک ساز که یا خودتان می نوازید یا دیگری همراهی شود )
پس از اجرا ی این تصنیف زمان آن فرا رسیده تا عمیق ترین گوشه ای را که می دانید و تا بحال فرصت اجرای آن در جمع پیش نیامده را اجرا کنید و اصلا نگران صحبت کردن مدعوین هم نباشید (چرا که آهنگ قبل و شیوه ی اجرای آن که سعی در دخیل کردن مخاطبین در ارائه ی اثر داشت باعث می شود تا انرژی های اضافی دوستان پر حرف، مصرف شود)
در ادامه آنچه را در نظرتان هست از لحاظ سرعت با توجه به میزان زمان کلی برنامه بسنجید که در مجموع قطعات اجرا شده بتواند پتانسیل گوش کردن به ادامه ی برنامه را در مخاطبین نگاه دارد و در عین حال سیرابشان هم نکنید.
توجه داشته باشید ، به هیچ وجه گرفتار آهنگ در خواستی نشوید، چرا که در خواست آن ائل برای آن است که محفوظات ذهنیشان را به شما نشان دهند . دوم برای آن است که از شما به عنوان ابزاری برای روشن کردن خاطراتشان استفاده کنند ، و سوم برای این است که میزان مهارت شما را محک بزنند (1) شما می توانید برای رهایی بگویید که برا ی شنیدن آن آهنگها می توانند از شنیدن cd هایی که موجود است استفاده کنند . و بفرمایید که ما آمده ایم تا خاطره ای بسازیم نه اینکه خاطراتتان را یاد آوری کنیم .
(1).همانطور که گفتیم هنوز معیار استادی و توانمندی در موسیقی به میزان گستردگی و توانایی حافظه است و جالب اینجاست این دوستان به کسی که صرفا سازی می نوازد هنرمند می گویند ، ما هنوز تعریف درستی از هنر در بین توده ی مردم نمی بینیم چه رسد به تعریف صحیح از واژه ی استاد . جالب اینجاست که از نظر تفکر قدیم هر کس توانایی نواختن آهنگ بیشتری را داشت هنرمندتر است و جالب تر آنکه پسوند تفضیلی برای واژه ی هنرمند یا به عبارتی هنر به کار می برند ، و خلاقیت نقشی در تعریف هنر برای آنان ندارد . به نظر من هر کسی سازی بنوازد در قدم اول موزیسین است و همین که خلاقیت در کارش وارد شد آنگاه هنرمند است .
با اصطلاح دیگری هم برخورد داشته ام ، جالب این است که هر وقت صحبت از نت به میان آمده می گویند موسیقی علمی که در جواب باید گفت علم موسیقی با خط موسیقی دو مقوله ی متفاوت است و اساتیدی همچون میرزا عبدالله و آقا حسینقلی وآقا فراهانی که ستون موسیقی سنتی ایران به شمار می روند و تمام اساتید امرود موسیقی ایران وامدار آنچه اینان بر جا گذاشتند، هستند حتی ذره ای هم نت نمی دانستند .
البته در این مقاله من برداشت و تحلیل خودم از محافل را بیان کرده ام .
با تشکر
سروش قهرمانلو
غزل زیر شعر تصنیف غریبانه است که البته همه ی آن در تصنیف استفاده نشده و فقط آنهایی که داخل پرانتز نوشته شده اند در تصنیف غریبانه بکار رفته است .
غریبانه
(بگردید بگردید در این خانه بگردید)
(در این خانه غریبید غریبانه بگردید )
(یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود)
(جهان لانه او نیست پی لانه بگردید)
(یکی ساقی مست است پس پرده نشسته است)
(قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید )
یکی لذت مستی ست،نهان زیر لب کیست ؟
ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید
یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید
(نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوش بوست)
(همین جاست همین جاست همه خانه بگردید)
نوایی نشنیدست که از خویش رمیده ست
به غوغاش مخوانید،خموشانه بگردید
سرشکی که بر آن خاک فشاندیم بن تاک
در این جوش شراب است ، به خمخانه بگردید
چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست ؟
پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید
بر آن عقل بخندید که عشقش نپسندید
در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید
درین کنج غم آباد نشانش نتوان داد
اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید
کلید در امید اگر هست شمایید
درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید
رخ از سایه نهفته ست ،به افسونِ که خفته ست ؟
به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید
(تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد )
گُرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید.)
تنظیم جلال ذوالفنون
شعر هوشنگ ابتهاج
شاید براتون جالب باشه که بدانید این آهنگ چگونه ساخته شد .
در 8 مهر 1384 بود که مراسم بزرگداشت تولد حضرت مولانا در منزل استاد ذوالفنون برگزار می شد که دوستداران استاد ذوالفنون و حضرت مولانا در آنجا جمع شده بودند اعضای گروه ذوالفنون در آن زمان( که تازه 6 ماه بود با ترکیب جدید فعالیت می کردند) نیز جمع بودند . قبل از اجرای گروه ذوالفنون جوانان دیگری که حاضر در مجلس بودند به اجرای برنامه پرداختند . که استاد ذوالفنون فرمودند اعضای گروه در کنار هم قرار گیرند .
برنامه ای را در مایه ی بیات ترک اجرا می کردیم ( بامداد پیش از آنکه در این مراسم حاضر شود این شعر را شنیده بود و از آن بسیار لذت می برد ) آهنگ (نگاه یاران) را اجرا کردیم و استاد در مایه ی بیات ترک تکنوازی کردند و بستر سازی کردند و من( سروش قهرمانلو) هم استاد را در این بستر سازی با جملاتی روی سیم بم همراهی میکردم که به ناگاه بامداد آهنگ مورد نظر را با توجه به فضا سازی استاد و با خلاقیت خودش در کشف ریتم و توانایی ویژه اش در تطبیق شعر با موسیقی خواند و آرش زنگنه نیز با پرداخت ریتمیک خود به بقیه پیوست .(البته در این جا این نکته لازم به ذکر است که به نظر من این حرکت را فقط در محضر استاد ذوالفنون می شود انجام داد چرا که ایشان هستند که به خلاقیت های فردی اعضای گروه توجه می کنند و فرصت بروز دادن آنها را می دهندو به آنها جهت دهی می دهند و آنها را با دانش و حس بالای موسیقایی خویش پالایش می کنند) فضای بسیار لذت بخشی ایجاد شده بود که همه به سماع پرداختند.
در همان سال وقتی به قونیه سفر کردیم نیز با این آهنگ که کمتر از 10 بار آنرا اجرا کرده بودیم توانستیم نه تنها ایرانیان که دیگر دوستداران حضرت مولانا را که در آنجا گرد هم آمده بودند را به سماع آوریم . در سال اخیر(1386) بود که این آهنگ با ریزبینی بیشتری توسط استاد ذوالفنون تنظیم شد و جملات سازی بسیار زیبایی به آن افزوده شد و همین طور در این تصنیف برای مد گردی و تغییر گوشه ها بامداد را راهنمایی کردند و استاد ذوالفنون به همراه استاد هادی منتظری استرس های کلامی را در تلفظ لغات تصحیح کردند به طور مثال قبلا استرس در واژه ی ( بگردید) در روی (گردید) بود که بروی ( ب) آورده شد یا ( در این خانه ) قبلا استرس بروی (خان) بود که مفهوم سفره را میداد و اکنون بر روی ( نه ) قرار دارد که معنی مورد نظر شاعر را می رساند .
با تشکر
سروش قهرمانلو
سردبیر