تبليغاتX
زخمه عشق

موسيقي از ديرباز تاکنون تحت تاثير تحولات تاريخي به صور متنوع و گوناگوني مدون شده است و آنچه امروز در قالب رديف موسيقي ايران بدست ما رسيده پيشينه اي چند صد ساله دارد. در اين نوشتار سعي بر آن است که اين پيشينه با اتکاء به نظريات محققان و مورخان مختلف برايمان واضح تر بنمايد.به اميد آنکه در انتها اين خواستار محقق گردد.
تاريخ موسيقي ايران تا اواخر صفويه متشکل از چند دوره متفاوت است. دوره اول مربوط به فعاليّتهاي نظري و عملي موسيقيدانان قبل از اسلام مي باشد که در نهايت به شکل گيري هويت خاص موسيقي ايراني در اواخر عهد ساساني منجر مي گردد، دوره دوم بعد از مدتي رکود، به خاطر محدوديتهايی با رويکرد خلفاي اموي و عباسي به زندگي درباري، آغاز مي گردد. موسيقي داناني چون ابراهيم و اسحق موصلي، ابومنصر زلزل و ... که اغلب به علوم زمان خود نيز آگاه بودند با برانگيختن حمايت دربار به رونق دامنه تحقيق، بررسي و پژوهش نظري بر روي موسيقي ياري عمده اي مي رسانند. اين دوره با ظهور علمايي چون فارابي و صفي الدين ارموي به اوج اعتلاي هنري و علمي خود مي رسد. پژوهشهاي موسيقي شناسانه فارابي و صفي الدين بر سيستهاي موسيقايي بعد از اين دانشمندان تاثير بسزايي مي گذارد. تأثيري که تا به امروز نيز قابل مشاهده است. اين دوره که خود از حدود قرن دوم هجري آغاز شد تا اوايل قرن دهم هجري به حيات خويش ادامه داد، ليکن با ورود صفويه، محدوديتها و سختگيريهاي حکومتي مانع حيات واقعي و تکاپوي علمي و عملي موسيقي شد، دانشمندان و موسيقي دانان نيز محيط را مناسب نديده و تن به مهاجرت دادند. عده اي به عثماني و گروهي به هند رفتند و در ايران موسيقي به وسيله نوازندگان غير رسمي و به شيوه اي غير علمي آن هم در خفا به حيات خود ادامه داد.
سيستم موسيقي ايران تا قبل از صفويه بر پايه نظريه صفي الدين ارموي يعني تقسيم هفده تايي هنگام استوار بود. ساختار موسيقايي ما نيز شکل مقامي داشت و متشکل از مقامهايي بود که شکل انتزاعي را در بر مي گرفتند. اين فضاي انتزاعي مقام به نوازنده و بداهه نواز اجازه هرگونه دخل و تصرف و نوآوري مي داد، حالتي کاملآ بديع که امروزه در موسيقي رديف ما منسوخ شده است.(اين حالت امروزه در موسيقي کشورهاي هاي عربي بخصوص مصر و ترکيه قابل شناسايي است.) به اين حالت انتزاعي حالت پشت باز مي گويند(open-ended) در وجه ديگر سيستم پشت بسته (close-ended) که مصداق مناسب آن گوشه هاي موسيقي ماست. معهذا بعد از ورود صفويان و مهاجرت هنرمندان به کشورهاي اطراف سيستم مقامي دچار تغييراتي بنيادين شد.
عده اي اعتقاد دارند اوّل بار اين تغييرات در سرزمين هند که محل مهاجرت عده کثيري از هنر مندان و اديبان بود ظاهر شد و مهفوم دستگاه به معناي امروزي آنجا رشد کرد (البته دستگاه به معناي امروزي مجموعه اي است از مدها و يا مقامهاي متضاد که در قالب گوشه ها گرد آمده اند و توسط کادانس يا فرود به درآمد دستگاه مربوط مي شوند).آنچه مسلّم است در دوره اي موسيقي ايراني و موسيقي هندي تا به حدّي با يکديگر آميخته شدند که شناخت خود را از هم از دست دادند و سيستم موسيقي کاملآ جديدي به وجود آوردند و مفهوم نوي دستگاه زاييده اين سيستم جديد موسيقايي بود. در رساله اي از رسالات هندي که متعلّق به منير لاهوري است (وفات 1055 قمري). تغيير مفهوم دستگاه و نزديک شدن آن به معناي امروزي محسوس است. نويسنده در آن رساله در توصيف يکي از موسيقي دانان مشهور هندي چنين مي گويد:"و آن نادره سنج، پيوسته ...نغمه مي سرايد و با تار نفس گلهاي نغمه را دسته مي بندد." از جمله گل هاي نغمه را دسته مي بندد اينگونه استنباط مي گردد که تعدادي آهنگ (از مدهاي مختلف) را در يک مجموعه قرار مي داده و اجرا مي کرده است.
در همين زمان در ايران اصطلاح دستگاه مورد توجه قرار گرفت و کم کم توانست جايگزين مفهوم "شد" گردد. شد در دوران استفاده از سيستم مقامي به معناي "پرده ديده شده " و گاه بجاي "دوازده مقام" يا "دوازده پرده" از "شد" "دوازده گانه" اسم برده شده است. ليکن اين اصطلاح در دوره صفويه به توالي اجراي يکسري از مقامات و شعبه ها که با نظم بايد صورت مي گرفت اطلاق مي شد. مثلآ شد راست از از مقام راست شروع و به مقام راست، منتهي مي گشت.
البته در اين توالي مقامها و ارجاع به مقام اول، يک نکته وجود دارد و آن حالت سيکليک و هماهنگي اجزاي دروني آنها مي باشد، با اين تفاوت که حالت سيکليک اول فاصله اي و حالت دوم فرمال بوده است. امروز در موسيقي دستگاهي رديف، وضع همينگونه است. دستگاه از درآمد اول که مي تواند همان مقام اول باشد شروع و در کادانس ها بصورت فرمال به مقام اول باز مي گردد. از شروع پيدايش اصطلاح دستگاه به مفهوم جديد تا دوره ناصرالدين شاه، فرم ثابت و معيني براي اين فرم موسيقايي وجود ندارد. در اين دوره است که شخصي به نام آقا علي اکبر فراهاني، آنچه که ما امروز به نام رديف در دست داريم را با تاثيراتي که از قبل مي گيرد در اين قالب تدوين مي کند.
ژان دورينگ، محقق فرانسوي در مورد منشا احتمالي گوشه هاي رديف اينگونه مي نويسد: " در دوره ناصر الدين شاه، مير غرا، که سازمان دهنده بزرگ تعزيه هاي رسمي بود، خوانندگاني را که از مناطق مختلف آمده بودند را گرد آورد. بسياري از نغمه ها يا گوشه هاي محلي بدين سان در رديف موسيقي وارد شدند." همچنين دورينگ در جاي ديگر اينچنين ذکر مي کند:" رديف موسيقي به شکل امروزي اش به دست آقا علي اکبر فراهاني مدون شده و بازگشت به دوران قبل از وي براي يافتن منبع و مرجعي جز او که نقش تعيين کننده اي در تدوين رديف داشته باشد، غير ضروري است."
برونو نتل، اتنوموزيکولوگ آمريکايي اعتقاد دارد رديف به معناي رپرتوار (مجموعه) در نتيجه تماس و آشنايي ايرانيان با موسيقي دانان و موسيقي غربي شکل گرفته است. داريوش طلايي محقق ايراني نيز معتقد است ايده تدوين رديف در ربط با تدريس موسيقي رونق گرفته بود. روش تعليم رديف بعد از تدوين آن به اين صورت بود که شاگردان مي بايستي تمام ملوديها را حفظ مي کردند. ميرزا عبدالله و ميرزا حسينقلي دو پسر آقا علي اکبر خان فراهاني بودند که رديف پدر را از عمويشان آقا غلامحسين آموختند و خود به شاگردانشان آموزش دادند و رديفشان را منتقل کردند بطوريکه ما امروز رديف اين اساتيد را به صورت صوتي يا مکتوب در اختيار داريم.
محور اصلي اين نوشتار چگونگي پيدايش سيستم دستگاهي و زايش مفهوم جديد و امروزي آن بود. سيستمي که چه به لحاظ مفهومي و چه به لحاظ ساختاري به تدريج فرم تثبيت شده خود را در موسيقي ايراني بازيافته است
 
محمد دریایی از مازندران
 
چاپ مقالات شما در وب بلاگ استاد ذوالفنون به معنی تایید صد در صد این مقالات نیست وبیشتر برای پویا تر کردن فضای موسیقیُ و مقاله نویسی و بخصوص فرهنگ نقد و بررسی مقالات می باشد
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 19:25  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

در تاریخ دوم سوم و چهارم اردیبهشت گروه ذوالفنون متشکل از

استاد جلال ذوالفنون   سرپرست و نوازنده ی چیره دست سه تار
بابک پیر مرادی           نوازنده ی سه تار  
سروش قهرمانلو         نوازنده ی سه تار

آرش زنگنه                نوازنده ی دف
بامداد فلاحتی           آواز

در حافظیه ی شیراز به اجرای برنامه خواهند پرداخت برای گرفتن اطلاعات بیشتر می توانید با مدیر برنامه ی گروه در شیراز جناب آقای بابک پیرمرادی ( که  ساکن شیراز و فارغ التحصیل مکتب ذوالفنون نیز می باشند) می توانید تماس بگیرید :           ۰۹۱۷۳۱۵۶۷۳۷ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 18:56  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

سلام

مطلبی در یکی از وببلاگها به نام آتش کاروان خوندم که در مورد استاد ذوالفنون نوشته شده بود خواستم شما هم بخونید این هم لینکش: آتش کاروان

سروش قهرمانلو
سردبیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 18:47  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

گالری عکس و موسیقی به روز شد : http://zolfonoun.persianblog.com
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 1:34  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

به نام خدا

   خلا های چند صدساله ی فضای موسیقی ایران چگونه باید پر شود و چه عواملی در این امر نقش دارند ؟بر خلاف توهماتی که در این زمینه در گوشه و کنار جامعه ی ما بوجود آمده مبنی بر اینکه شرایط امروز جامعه ی ایران برای رشد و تعالی موسیقی مناسب نیست  اتفاقا بنده می خواهم بگویم که فضای امروز  موسیقی ایران و شرایط زمان به لحاظ سکوت نسبی و فراغتی که برای اهل موسیقی (چه موسیقیدان و چه مخاطب موسیقی) پدید آمده فرصت مناسبی است برای پرداختن به این امر هم از طریق ارایه ی موسیقی مناسب و هم از طریق آثار نوشتاری و گفتاری .

اولین ضرورت در این راستا شناخت هنر است یعنی باز شناسی هنر از شبه هنر . زیرا با نگاهی دقیق تر روشن می شود که نابسامانی ها و قضاوت های بخش حقیقی مخاطبین موسیقی عمدتا از همین جا ناشی می شود .

انگیزه ی اولیه ی هنر بارقه ای است متافیزیکی و عوامل فیزیکی فقط ابزاری است برای ابراز و نزول این بارقه . به عبارت دیگر هنرمند با زبان هنر به مخاطب خود می گوید : من از عالم متافیزیک پیامی دریافت کرده ام که زبان تکلم توانایی بیان آن را ندارد بنابراین کوشش کرده ام که این پیام را به زبان هنر و به کمک ابزار هنر از دنیای متافیزیک به دنیای فیزیک منتقل کنم .

در اینجا به این حقیقت می رسیم که در فضای موسیقی هرکس که ابزار هنر در دست دارد و در فضای موسیقی رفت و آمد می کند الزاما هنرمند نیست مگر اینکه از عالم متافیزیک خبر هایی را دریافت کرده و بخواهد به گوش مخاطب برساند .

اگر افرادی را که در فضای موسیقی رفت و آمد دارند و ابزار هنر را در دست گرفته اند همه را هنرمند بدانیم مانند این است که بگوییم همه ی افرادی که در بیمارستان رفت و آمد دارند الزاما دکتر یا الزاما بیمار هستند .

پدیده ی موسیقی اگر پیامی به همراه نداشته باشد ماهیتی است فیزیکی یعنی ترکیبی است از اصوات و ریتم های گوناگون برای همین است که اغلب می شنویم که می گویند : فلان موسیقی را شنیدم ولی چیزی دستگیرم نشد و یا نتوانستم با آن ارتباط بر قرار کنم .

البته بدیهی است که در جامعه ی امروز به کمک تبلیغات و تمهیدات و شایعات هنرمند مجازی هم می توان ساخت چون شایعات کلا به دو دسته ی آشکار و پنهان قابل تقسیم است ...شایعه ی آشکار شایعه ایست که در کوتاه مدت شایه بودنش آشکار میشود ولی شایعه ی پنهان گاهی ممکن است شایعه بودنش سالها پنهان بماند و بعد از بیست یا سی سال شایعه بودنش آشکار شود ولی به هر حال منظور ما از واژه ی هنرمند در اینجا هنرمند حقیقی است .

در این رابطه مطالب فراوان می توان عنوان کرد و مثالهای گوناگونی می توان آورد که ما از طول کلام پرهیز می کنیم و دنباله ی مطلب را به علاقمندان این وببلاگ و بخصوص نسل جوان می سپاریم تا بصورت پرسش و یا اظهار نظر  مطلب را دنبال کرده و در انتظار نتایج ثمر بخش و مفید در این زمینه هستیم .

جلال ذوالفنون
۱۸ فروردین ۱۳۸۶ 
گوهردشت  

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 17:52  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

 سلام به دوستان عزیز
پنجشنبه ظهر بود که استاد با من تماس گرفتند و گفتند که روز جمعه صبح خیلی زود قرار است که با تور به همراه جناب دکتر ریاضی به کردان برویم تحت عنوان تور عرفانی که صبح جمعه به ویلای با صفایی در کردان حرکت کردیم و بعد از صرف صبحانه ،مراحل عملی چگونگی تمرکز کردن برگزار شد و پس از بر گزاری چند کلاس عملی دیگر نوبت به برنامه ی استاد رسید ( نا گفته نماند که جمعیتی که در این بر نامه شرکت کرده بودند بیشتر برای دیدن استاد و شنیدن سازشان آمده بودند )که من و دوستان عزیزمان محمد عرفانی و میر فرساد ملک نیا افتخار این را پیدا کردیم که دوباره در کنار استاد بزرگوارمان قرار بگیریم  و برنامه ای را اجرا کنیم .

البته این دوستان عزیز پس از کسب اجازه از محضر استاد ذوالفنون ،خودشان نیز به اجرای برنامه ای  پرداختند .

در کل فضای بسیار دلپذیر و پر آرامشی بود که یکی از عکس های آن را برایتان قرار داده ایم (اینجا را کلیک کنید)که بزودی اگر مشکلاتمان ادامه پیدا نکند برایتان عکس های دیگری را هم قرار خواهیم داد  در اینجا از آقای مهندس کدیور( از دوستان قدیم استاد ذوالفنون) هم صمیمانه تشکر می کنیم که این عکس  را در اختیارمان گذاشتند .

لازم میدانم به مشکلاتمان هم اشاره ای  کنم ...... بنا به دلایلی پیش بینی نشده ای در ایام عید کامپیوتر من و آقای یوسفی هر دو با هم خراب شد ( که هنوز هم مشکلاتش ادامه دارد) و ما با شرمندگی نتوانستیم این چند روز وب را بروز کنیم . در چند روز آینده قطعه ای از صدای تار استاد ذوالفنون را (که هم بینظیر است و هم تا به حال کمتر کسی صدای تارشان را شنیده است ) برایتان خواهیم گذاشت و همین طور چند عکس دیگر از تور کردان و سفر های دیگرمان را برایتان خواهیم گذاشت .

خبر خوبی هم برای دوستداران استاد داریم

در چند روز آینده مقدمات برگزاری کلاس استاد به صورت آنلاین بر روی وب سایت فراهم خواهد شد که شما را به تدریج در جریان آن قرار خواهم داد .

 

با تشکر فراوان از شما .
سروش قهرمانلو           سر دبیر

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 16:26  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

با عرض سلام

از آنجایی که فعلا کامپیوترم رو به راه نیست تا براتون مقالات جدید را تایپ کننم بنابر این به گزارش این چند روز و کارهای در دست انجام می پردازم

یکی اینکه  از آنجایی که ما قرار بود تا در سالن بزرگ اریکه ی ایرانیان برنامه ای اجرا کنیم ( فقط با دعوتنامه می شد در این برنامه شرکت کرد و برای همین در وببلاگ خبرش را نداده بودم ) بنابر این در روز ۱۲ و۱۳ فروردین به تمرین با آقایان مسعود نوریان ( که خواننده ی آهنگ دولت عشق  <که به هومددی معروف شده>و در رادیو و تلویزیون پخش میشود  هستند) و مهدی نظام دوست (دف) پرداختیم .که در صبح روز ۱۴ فروردین به همراه این دوستان برنامه را اجرا کردیم .

در روز ۱۳ فروردین به همراه خانواده ی استاد راهی باغ یکی از دوستان استاد در (هشت گرد) شدیم و سیزدهمان را به در کردیم جای همتون خالی خیلی خوش گذشت . استاد برامون تار بسیار زیبایی هم نواختند.

اما کارهایی که می خواهیم انجام دهیم

۱. در چند روز آینده قطعه ای از نواخته های استاد با تار را براتون خواهیم گذاشت .

۲. چند تا عکس از استاد

و موارد دیگر که چون الان وقت کافی نت تمام شد بعدا عرض خواهم کرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 15:0  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

بعضی ها می اندیشند کار هنر صرفا تقلید از طبیعت است. اما طبیعت بسیار بزرگتر و ظریفتر از آن است که بتوان از آن تقلید موفقیت آمیزی کرد.

 

هیچ هنرمندی هرگز نمی تواند حتی کوچکترین دیده های استثنایی و معجزات طبیعت را در اثر خود بازنمایی کند. از این گذشته, در تقلید از طبیعت چه حسنی وجود دارد, هنگامی که طبیعت آغوش خود را بروی همگان گشوده و در دسترس همه کسانی است که می بینند و می شنوند؟

 

*کار هنری, بیشتر فهم طبیعت و آشکار ساختن معناهای آن برای کسانی است که قادر به فهم آنها نیستند.

 

انتقال روح ِ درخت است, نه تولید چیزی کاملا شبیه درخت. آشکار ساختن ضمیر دریاست, نه ترسیم موج های کف آلودِ بی شمار یا آب های آبی فراوان.

 

*رسالت هنر, بیرون کشیدن ناشناخته هاست از دل آشناترین چیزها.

 

 

جبران خلیل جبران (عارفانه ها / صفحه 72)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 2:53  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

گالری عکس و موسیقی به روز شد اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 3:11  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

نوروز در کهریزک

 

 

دیشب شب بسیار عجیب و خاطره انگیزی برایم بود .برای اولین بار نوروز را در منزل خودمان و در کنار خانواده ی خودم نبودم. ولی در کنار خانواده ی بزرگتری بودم به نام کهریزک .

 

من به همراه استاد ذوالفنون و همسر محترمشان و آقای سروش قهرمانلو و برادرشان وارد سالن شدیم از همون ابتدای ورود به سالن با سلام ها و نگاه ها و لبخندهای گرم معلولین و سالمندان کاملا متاثر شده بودم ، برای اولین بار بود که محبت را از نگاه گرم کسانی احساس کردم که تا به حال باهاشون آشنا نبودم، حتی بعضی هاشون که قدرت حرکت و صحبت کردن نداشتند هر کدوم به نحوی سعی در ابراز ادب و خوش آمدگویی به استاد داشتند و الحق که استاد هم هیچکدام را بی پاسخ نگذاشت .

 

به جلوی سن که رسیدیم با سفره ی هفت سین بسیار با شکوهی که برای این عزیزان چیده شده بود مواجه شدیم که البته این سفره ی هفت سین فقط هفت تا سین نداشت بلکه حرفهای دیگری هم برای آنها داشت مثل (ما شما را در هر سنو در هر شرایطی که باشید فراموش نکرده ایم ) وخیلی حرفهای دیگه که باید اونجا می بودی تا میشنیدیشون .

 

برنامه ی جشن در ساعت 6 بعد از ظهر با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط آقای نوریان شروع شد بعد از آن گروهی نوازنده ی دف برنامه ای اجرا کردندو به همین منوال برنامه های تدارک دیده شده ، سرو صدا و شوخی های حاجی فیروز که اومدن بهار را نوید می دادند یکی پس از دیگری اجرا شدو سخنرانی خانم بهادر زاده (رییس هیات مدیره)و یکی دیگر مسوولین کهریزک تماشاچیان را تحت تاثیر قرار داد .

 

 سپس  نوبت به اجرای برنامه ی استاد ذوالفنون و همراهان ایشان رسید که متشکل بودند از آقایان مسعود نوریان(خواننده)مهدی نظام دوست(دف) و سروش قهرمانلو(سه تار) .

 

مجری برنامه جناب آقای پزشکیان با ابراز و تاکید بر خوش قولی وراستگویی استاد ذوالفنون در زمینه ی ادامه ی دوستی با کهریزک( در برنامه ی پیشین با کهریزک استاد گفته بودند که دوستی ایشان با کهریزک آغاز شده و ادامه خواهد یافت ) از ایشان و گروه همراه برای اجرای برنامه دعوت کردند.

 

در این برنامه آهنگهای معروف و مهیج دولت عشق، هدهد و بی همگان به سر  شود که از ساخته های استاد ذوالفنون است با صدای زیبا و دلنشین  مسعود نوریان اجرا شد.

 

این برنامه آنقدر مخاطبین را تحت تاثیر قرار داد که مدد جویان و معلولین را به رقص و پایکوبی درآورد و در شب نوروز به روح آنان شادمانی و سرور عیدی داد.

 

پس از اجرای همه ی این برنامه ها نوبت به شام سنتی شب عید نوروز رسید، سبزی پلو با ماهی و کوکو سبزی که انصافا خیلی خوش مزه بود که معلولین و سالمندان و مسوولین کهریزک  و مهمانان کهریزک و هنرمندان ، همه و همه سر یک میز همانند یک خانواده به صرف شام پرداختند و اینگونه این مراسم بیادماندنی به پایان رسید.

 

لیلا انصاری یکم فروردین 1386    

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 19:56  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  |