استاد جلال ذوالفنون سرپرست و نوازنده ی چیره دست سه تار
بابک پیر مرادی نوازنده ی سه تار
سروش قهرمانلو نوازنده ی سه تار
آرش زنگنه نوازنده ی دف
بامداد فلاحتی آواز
در حافظیه ی شیراز به اجرای برنامه خواهند پرداخت برای گرفتن اطلاعات بیشتر می توانید با مدیر برنامه ی گروه در شیراز جناب آقای بابک پیرمرادی ( که ساکن شیراز و فارغ التحصیل مکتب ذوالفنون نیز می باشند) می توانید تماس بگیرید : ۰۹۱۷۳۱۵۶۷۳۷
مطلبی در یکی از وببلاگها به نام آتش کاروان خوندم که در مورد استاد ذوالفنون نوشته شده بود خواستم شما هم بخونید این هم لینکش: آتش کاروان
سروش قهرمانلو
سردبیر
خلا های چند صدساله ی فضای موسیقی ایران چگونه باید پر شود و چه عواملی در این امر نقش دارند ؟بر خلاف توهماتی که در این زمینه در گوشه و کنار جامعه ی ما بوجود آمده مبنی بر اینکه شرایط امروز جامعه ی ایران برای رشد و تعالی موسیقی مناسب نیست اتفاقا بنده می خواهم بگویم که فضای امروز موسیقی ایران و شرایط زمان به لحاظ سکوت نسبی و فراغتی که برای اهل موسیقی (چه موسیقیدان و چه مخاطب موسیقی) پدید آمده فرصت مناسبی است برای پرداختن به این امر هم از طریق ارایه ی موسیقی مناسب و هم از طریق آثار نوشتاری و گفتاری .
اولین ضرورت در این راستا شناخت هنر است یعنی باز شناسی هنر از شبه هنر . زیرا با نگاهی دقیق تر روشن می شود که نابسامانی ها و قضاوت های بخش حقیقی مخاطبین موسیقی عمدتا از همین جا ناشی می شود .
انگیزه ی اولیه ی هنر بارقه ای است متافیزیکی و عوامل فیزیکی فقط ابزاری است برای ابراز و نزول این بارقه . به عبارت دیگر هنرمند با زبان هنر به مخاطب خود می گوید : من از عالم متافیزیک پیامی دریافت کرده ام که زبان تکلم توانایی بیان آن را ندارد بنابراین کوشش کرده ام که این پیام را به زبان هنر و به کمک ابزار هنر از دنیای متافیزیک به دنیای فیزیک منتقل کنم .
در اینجا به این حقیقت می رسیم که در فضای موسیقی هرکس که ابزار هنر در دست دارد و در فضای موسیقی رفت و آمد می کند الزاما هنرمند نیست مگر اینکه از عالم متافیزیک خبر هایی را دریافت کرده و بخواهد به گوش مخاطب برساند .
اگر افرادی را که در فضای موسیقی رفت و آمد دارند و ابزار هنر را در دست گرفته اند همه را هنرمند بدانیم مانند این است که بگوییم همه ی افرادی که در بیمارستان رفت و آمد دارند الزاما دکتر یا الزاما بیمار هستند .
پدیده ی موسیقی اگر پیامی به همراه نداشته باشد ماهیتی است فیزیکی یعنی ترکیبی است از اصوات و ریتم های گوناگون برای همین است که اغلب می شنویم که می گویند : فلان موسیقی را شنیدم ولی چیزی دستگیرم نشد و یا نتوانستم با آن ارتباط بر قرار کنم .
البته بدیهی است که در جامعه ی امروز به کمک تبلیغات و تمهیدات و شایعات هنرمند مجازی هم می توان ساخت چون شایعات کلا به دو دسته ی آشکار و پنهان قابل تقسیم است ...شایعه ی آشکار شایعه ایست که در کوتاه مدت شایه بودنش آشکار میشود ولی شایعه ی پنهان گاهی ممکن است شایعه بودنش سالها پنهان بماند و بعد از بیست یا سی سال شایعه بودنش آشکار شود ولی به هر حال منظور ما از واژه ی هنرمند در اینجا هنرمند حقیقی است .
در این رابطه مطالب فراوان می توان عنوان کرد و مثالهای گوناگونی می توان آورد که ما از طول کلام پرهیز می کنیم و دنباله ی مطلب را به علاقمندان این وببلاگ و بخصوص نسل جوان می سپاریم تا بصورت پرسش و یا اظهار نظر مطلب را دنبال کرده و در انتظار نتایج ثمر بخش و مفید در این زمینه هستیم .
جلال ذوالفنون
۱۸ فروردین ۱۳۸۶
گوهردشت
البته این دوستان عزیز پس از کسب اجازه از محضر استاد ذوالفنون ،خودشان نیز به اجرای برنامه ای پرداختند .
در کل فضای بسیار دلپذیر و پر آرامشی بود که یکی از عکس های آن را برایتان قرار داده ایم (اینجا را کلیک کنید)که بزودی اگر مشکلاتمان ادامه پیدا نکند برایتان عکس های دیگری را هم قرار خواهیم داد در اینجا از آقای مهندس کدیور( از دوستان قدیم استاد ذوالفنون) هم صمیمانه تشکر می کنیم که این عکس را در اختیارمان گذاشتند .
لازم میدانم به مشکلاتمان هم اشاره ای کنم ...... بنا به دلایلی پیش بینی نشده ای در ایام عید کامپیوتر من و آقای یوسفی هر دو با هم خراب شد ( که هنوز هم مشکلاتش ادامه دارد) و ما با شرمندگی نتوانستیم این چند روز وب را بروز کنیم . در چند روز آینده قطعه ای از صدای تار استاد ذوالفنون را (که هم بینظیر است و هم تا به حال کمتر کسی صدای تارشان را شنیده است ) برایتان خواهیم گذاشت و همین طور چند عکس دیگر از تور کردان و سفر های دیگرمان را برایتان خواهیم گذاشت .
خبر خوبی هم برای دوستداران استاد داریم
در چند روز آینده مقدمات برگزاری کلاس استاد به صورت آنلاین بر روی وب سایت فراهم خواهد شد که شما را به تدریج در جریان آن قرار خواهم داد .
با تشکر فراوان از شما .
سروش قهرمانلو سر دبیر
از آنجایی که فعلا کامپیوترم رو به راه نیست تا براتون مقالات جدید را تایپ کننم بنابر این به گزارش این چند روز و کارهای در دست انجام می پردازم
یکی اینکه از آنجایی که ما قرار بود تا در سالن بزرگ اریکه ی ایرانیان برنامه ای اجرا کنیم ( فقط با دعوتنامه می شد در این برنامه شرکت کرد و برای همین در وببلاگ خبرش را نداده بودم ) بنابر این در روز ۱۲ و۱۳ فروردین به تمرین با آقایان مسعود نوریان ( که خواننده ی آهنگ دولت عشق <که به هومددی معروف شده>و در رادیو و تلویزیون پخش میشود هستند) و مهدی نظام دوست (دف) پرداختیم .که در صبح روز ۱۴ فروردین به همراه این دوستان برنامه را اجرا کردیم .
در روز ۱۳ فروردین به همراه خانواده ی استاد راهی باغ یکی از دوستان استاد در (هشت گرد) شدیم و سیزدهمان را به در کردیم جای همتون خالی خیلی خوش گذشت . استاد برامون تار بسیار زیبایی هم نواختند.
اما کارهایی که می خواهیم انجام دهیم
۱. در چند روز آینده قطعه ای از نواخته های استاد با تار را براتون خواهیم گذاشت .
۲. چند تا عکس از استاد
و موارد دیگر که چون الان وقت کافی نت تمام شد بعدا عرض خواهم کرد
بعضی ها می اندیشند کار هنر صرفا تقلید از طبیعت است. اما طبیعت بسیار بزرگتر و ظریفتر از آن است که بتوان از آن تقلید موفقیت آمیزی کرد.
هیچ هنرمندی هرگز نمی تواند حتی کوچکترین دیده های استثنایی و معجزات طبیعت را در اثر خود بازنمایی کند. از این گذشته, در تقلید از طبیعت چه حسنی وجود دارد, هنگامی که طبیعت آغوش خود را بروی همگان گشوده و در دسترس همه کسانی است که می بینند و می شنوند؟
*کار هنری, بیشتر فهم طبیعت و آشکار ساختن معناهای آن برای کسانی است که قادر به فهم آنها نیستند.
انتقال روح ِ درخت است, نه تولید چیزی کاملا شبیه درخت. آشکار ساختن ضمیر دریاست, نه ترسیم موج های کف آلودِ بی شمار یا آب های آبی فراوان.
*رسالت هنر, بیرون کشیدن ناشناخته هاست از دل آشناترین چیزها.
جبران خلیل جبران (عارفانه ها / صفحه 72)
نوروز در کهریزک
دیشب شب بسیار عجیب و خاطره انگیزی برایم بود .برای اولین بار نوروز را در منزل خودمان و در کنار خانواده ی خودم نبودم. ولی در کنار خانواده ی بزرگتری بودم به نام کهریزک .
من به همراه استاد ذوالفنون و همسر محترمشان و آقای سروش قهرمانلو و برادرشان وارد سالن شدیم از همون ابتدای ورود به سالن با سلام ها و نگاه ها و لبخندهای گرم معلولین و سالمندان کاملا متاثر شده بودم ، برای اولین بار بود که محبت را از نگاه گرم کسانی احساس کردم که تا به حال باهاشون آشنا نبودم، حتی بعضی هاشون که قدرت حرکت و صحبت کردن نداشتند هر کدوم به نحوی سعی در ابراز ادب و خوش آمدگویی به استاد داشتند و الحق که استاد هم هیچکدام را بی پاسخ نگذاشت .
به جلوی سن که رسیدیم با سفره ی هفت سین بسیار با شکوهی که برای این عزیزان چیده شده بود مواجه شدیم که البته این سفره ی هفت سین فقط هفت تا سین نداشت بلکه حرفهای دیگری هم برای آنها داشت مثل (ما شما را در هر سنو در هر شرایطی که باشید فراموش نکرده ایم ) وخیلی حرفهای دیگه که باید اونجا می بودی تا میشنیدیشون .
برنامه ی جشن در ساعت 6 بعد از ظهر با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط آقای نوریان شروع شد بعد از آن گروهی نوازنده ی دف برنامه ای اجرا کردندو به همین منوال برنامه های تدارک دیده شده ، سرو صدا و شوخی های حاجی فیروز که اومدن بهار را نوید می دادند یکی پس از دیگری اجرا شدو سخنرانی خانم بهادر زاده (رییس هیات مدیره)و یکی دیگر مسوولین کهریزک تماشاچیان را تحت تاثیر قرار داد .
سپس نوبت به اجرای برنامه ی استاد ذوالفنون و همراهان ایشان رسید که متشکل بودند از آقایان مسعود نوریان(خواننده)مهدی نظام دوست(دف) و سروش قهرمانلو(سه تار) .
مجری برنامه جناب آقای پزشکیان با ابراز و تاکید بر خوش قولی وراستگویی استاد ذوالفنون در زمینه ی ادامه ی دوستی با کهریزک( در برنامه ی پیشین با کهریزک استاد گفته بودند که دوستی ایشان با کهریزک آغاز شده و ادامه خواهد یافت ) از ایشان و گروه همراه برای اجرای برنامه دعوت کردند.
در این برنامه آهنگهای معروف و مهیج دولت عشق، هدهد و بی همگان به سر شود که از ساخته های استاد ذوالفنون است با صدای زیبا و دلنشین مسعود نوریان اجرا شد.
این برنامه آنقدر مخاطبین را تحت تاثیر قرار داد که مدد جویان و معلولین را به رقص و پایکوبی درآورد و در شب نوروز به روح آنان شادمانی و سرور عیدی داد.
پس از اجرای همه ی این برنامه ها نوبت به شام سنتی شب عید نوروز رسید، سبزی پلو با ماهی و کوکو سبزی که انصافا خیلی خوش مزه بود که معلولین و سالمندان و مسوولین کهریزک و مهمانان کهریزک و هنرمندان ، همه و همه سر یک میز همانند یک خانواده به صرف شام پرداختند و اینگونه این مراسم بیادماندنی به پایان رسید.
لیلا انصاری یکم فروردین 1386