تبليغاتX
زخمه عشق
سلام

قرار بود بنا به دعوت دانشکده ی زبان (اسپانیایی) سخنرانی در دانشگاه علامه طباطبایی داشته باشم در مورد تاثیر موسیقی شرق و به خصوص موسیقی ایران در موسیقی اسپانیا و به خصوص اندلس که متاسفانه بدلیل تداخل این برنامه با سفر به ترکیه مجبور شدم که آن را کنسل کنم .

و اما سفر

سفر ما به مناسبت سالروز وفات مولانا است و به این شکل است که از طرف چند مرکز فرهنگی در ترکیه تیم ۳۰ نفره ای از ایران دعوت شده اند

که این تیم متشکل از شعرا  و نقاش و موزیسین ها است 
تیم شاعران که به سرپرستی استاد محمد علی عبدالملکیان می باشد و چند تن از اساتید شعر هم در این سفر حضور دارند

و البته بنده (سروش قهرمانلو) نوازنده ی سه تار  به همراه نیما افتخار شاهرودی نوازنده ی دف و تنبک و استاد سیامک شریفان (آدرس وب بلاگ ایشان)  (نقاش .مجمسمه ساز و....) در این تیم هستیم

بنا داریم تا با هماهنگی های قبلی که با مراکز فرهنگی در ترکیه داشته ایم در محافل رسمی آنجا برنامه هایی اجرا کنیم  و همین طور از این سفر فیلم مستندی تهیه  خواهد شد و البته گویا این برنامه برای خبرگزاری های ترکیه نیز جالب توجه بوده است و آنها خود را برای پوشش خبری این سفر آماده کرده اند که در صورت تحقق این موضوع آنها را نیز برایتان نمایش خواهم داد .

این تیم سفر خود را از راه هوایی به مقصد استانبول در تاریخ ۲۲ آذر آغاز می کند و پس از چند روز از راه زمینی به آنکارا می رود و باز هم به صورت زمینی پس از چند روز به قونیه می رود و سپس از راه زمینی به استانبول باز می گردد که ان شالله از راه هوایی به تهران باز می گردد و البته در هر سه شهر یاد شده در ترکیه به سخنرانی و شعر خوانی و اجرای موسیقی و نقاشی خواهد پرداخت  .مدت سفر هشت روز می باشد .

با تشکر از توجه تان

سروش قهرمانلو  

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 13:53  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

خبر اول اینکه :

اجرای موسیقی توسط

سید مرتضی فلاحتی (بامداد) / نیما افتخارشاهرودی/سروش قهرمانلو

پنج شنبه۲۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۴ تا ۷ خانه ی هنرمندان ( خیابان ایرانشهر) تالار بتهوون

اختتامیه ی جشنواره ی کتاب سال جایزه ی قیصر امین پور

 

خبر دوم

اجرای موسیقی توسط سروش قهرمانلو و نیما افتخار شاهرودی

و خانم ژاله علو

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۴ تا ۷ خانه ی هنرمندان  تالار بتهوون

افتتاحیه ی پنجمین دوره ی جشنواره ی زنان فیلمساز جایزه ی پروین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 17:13  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

سلام

مطلب زیر مربوط به مصاحبه ای میشه که اخیرا به تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در رادیو جهانی صدای آشنا - برنامه ی در انتهای سکوت داشتم

متاسفانه گویا هنوز فایل صوتی آن را در وب سایت نگذاشته اند در این مصاحبه یادی از اساتیدم داشتم (استادان : محمد یگانه . شاهپور هدایتی فرد . و استاد ارجمندم استاد ذوالفنون) و همین طور از استاد نقاشی و طراحیم در دوره ی کودکی استاد مهران صدر السادات و همین طور یادی از محفل هنری محقق ارجمند کلیم الله توحدی کردم ..... و در ادامه ی برنامه به اهمیت پرورش گوش موسیقی از دوران کودکی اشاره کردم که در دوران امروز موسیقی کودکمان تقلیدی از موسیقی غرب است و این به جایی میرسد که کودکانمان در آینده گوششان فواصل موسیقی ایرانی را نمی شناسد و با یک چهارم پرده ها آشنا نخواهند بود  در حالی که یکی از بخش های مهم و ابتدایی موسیقی ما همین فواصل آن می باشد و مثالی که برای این برنامه آماده کرده بودم مجموعه داستاهای سوپر اسکوپ ( چهل داستان ) بود که از برنامه های "حسن و خانم حنا " به آهنگسازی و نوازندگی استاد "جلال ذوالفنون" و "خروس زری پیرهن پری" به آهنگسازی و نوازندگی "استاد حسین علیزاده" و برنامه های "علیمردان خان "   "پینوکیو و روباه مکار "  " آوازه خوان شهر قصه ها " "گربه های اشرافی  یا گربه های زیر شیروانی" " شهر قصه" و .........یاد شد و بخشی از نوار قصه ی "حسن و خانم حنا" پخش شد و چگونگی تاثیر این نوار ها بر روی گوش هم نسل های خودم را با دوست عزیزم "مجید پوستی " کارشناس برنامه بررسی کردیم و اشاره کردم که من در سن ۶ سالگی با دستگاههای موسیقی ایرانی و فواصل آن آشنا شده بودم و استاد ذوالفنون و استاد علیزاده روی من و امثال من از کودکی سرمایه گذاری کردند تا هم برای خودشان هم برای موسیقی ایران شنونده بسازند و البته نشان داد که در این راه موفق بودند.

و در این برنامه قطعاتی از آلبوم خاطرم در آتش است که به زودی منتشر خواهد شد ( به آهنگسازی و نوازندگی اینجانب )پخش شدو قطعاتی هم به صورت زنده با سه تار نواخته شد  و چون این آلبوم در فضای موسیقی تلفیقی است به بحث در مورد نحوه ی تلفیق در این آلبوم پرداخته شد و اشاره کردم که برای جذب مخاطب جدید نیاز به اصوات جدید داریم و البته با شناخت صحیح از موسیقی ایرانی می توان با حفظ هویت دست به تلفیق زد و بر خلاف دیگر آلبوم هایی (که من آنها را شنیده ام) در این تلفیق فواصل موسیقی ایرانی تعدیل نشده اند و از گردش ملودی های خاص موسیقی ایرانی استفاده شده است.

برنامه به صورت زنده به مدت یک ساعت به سردبیری محمد جواد بشارتی پخش شد

برای دیدن عکس های این برنامه ی رادیویی اینجا را کلیک کنید

سروش قهرمانلو

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:42  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

 
شباهنگ / راديو تهران
(19:00) 10/07/1388

شباهنگ کاری از شبکه رادیویی تهران به مدت 90 دقیقه . این برنامه به موسیقی سنتی ایران پرداخته و با حضور کارشناسان به تحلیل موسیقی اصیل ایرانی می پردازد.

در این برنامه سروش قهرمانلو مدرس و نوازنده سه تار در باره تکنوازی صحبت کرده اند که می شنویم

اینجا را کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 9:2  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

مقاله ی زیر برگرفته از وب بلاگ بیداد  است که نظرات شخصی خود را بیان کرده و من خلاصه ی  آن را منعکس کردم . با بخشی از آن موافقم. از دوست عزیزم (محمد ) نویسنده و صاحب این وب بلاگ هم تشکر می کنم .
مقاله را می توانید به صورت کامل در اینجا ببینید
 
 
 
 
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور ماه سال 1388


     استاد ذوالفنون و گروه جوانش به اتفاق بامداد فلاحتی ، خواننده خوش صدا و با آتیه در تولید آلبومی دیگری گام نهاده اند. سیم آخر آلبومی دیگر  به خوانندگی فلاحتی است که به سرپرستی استاد ذوالفنون و با سبک و سیاقی نو ارائه می شود . بدیهی است بار اصلی آثار استاد ذوالفنون را ساز سه تار بر عهده دارد . در این آلبوم نیز سه تار نوازی اصلی را ایشان برعهده دارد که سروش قهرمانلو نیز در برخی قطعات همراه است .ذوالفنون علاوه بر سه تار بم تار نیز نواخته است که کمتر شاهد چنین اجراهایی از ایشان بوده ایم . همراهی دف و کوزه و تنبک نیز در بیشتر قطعات به چشم میخورد .
     جملاتی بر روی بروشور آلبوم درج شده است که نشان از گوشه کنایه هایی است که بر فضای موسیقی ایرانی از دیدگاه استاد ذوالفنون روانه شده است . وی نوشته است :  اهداف مکتب موسیقی ذوالفنون سخن تازه ای در فرهنگ ایران نیست .بلکه قصه ای است فراموش شده که باید احیا شود .
این اهداف عبارتست از :
• یاد آوری فرهنگ عرفانی ایران از طریق موسیقی و به مدد بداهه پردازی گروهی
• دوستی و صمیمیت با مردم
• احتراز از شهرت های کاذب و مال اندوزیهای نامعقول
• ترویج سنت های سازنده و اجتناب از سنت های بیهوده (جلال ذوالفنون - بهار88)
        قطعات حالاتی نسبتا متفاوت از موسیقی اصیل ایرانی را داراست . در قطعه اول که به یاد گذشتگان نام دارد  سه تار در راهبرد گیتار عمل میکند و ملودیهایی مشابه آنرا می نوازد. به طور کلی سه تار در این آلبوم سعی میکند زیاد سه تار نباشد ! .  قطعه دوم با آهنگی بسیار شبیه به ریتمهای موسیقی ترکیه ای شروع می شود و تا خواننده شروع به خواندن نکند ، شنونده متوجه نمی شود که این یک آهنک ایرانی می تواند باشد . این تصنیف از آن جمله تصنیفهایی است ه خواننده به دنبال شعر می دود و به زور قصد جفت و جور کردن آهنگ و شعر را دارد که نهایت به آن نمی رسد و مسابقه را می بازد! در قطعه سوم که دکلمه ای با عنوان مضراب حلقه ای است ، سه تار تا حدی به روزگار وصل خویش برمیگردد و صدایی حقیقی از آن بر می خیزد و به سادگی دستگاه شور را می توان شنید . شعر ارائه شده ، هم موسیقیایی است و هم عارفانه و به دل می نشیند و صدای کاکاوند نیز همراه خوبی است . در تصنیف چهارم نیز هیچ نشانه ای از نو آوری دیده نمی شود . تکرار یک ملودی کهنه که بیشتر در مراسمهای مذهبی مورد استفاده قرار میگیرد . شاید به همین دلیل در ارائه مشخصات این قسمت ، نامی از آهنگساز دیده نمی شود . در قطعه پنجم فلاحتی نشان میدهد در ارائه سبکهای دشتی و بیات کرد و یا به اصطلاح عامیانه تر ، نوحه سرایی وسوگنامه ، توانایی های بسزایی دارد . رگه مشخص موجود در صدای فلاحتی در اینجا نکته بارز این توانایی است .
     چیدمان آهنگها نیز خود جای بحث دارد. بعد از قطعه غمگنانه پنجم به یکباره بسوی نشاط و پایکوبی قدم میگذاریم . هر چند دلیلی بر این نیست که می بایست قطعات دقیقا با ریتم یکنواخت چیده شوند ولی این تناقض ملودی زیاد دلچسب نیست . حتی به نظر می رسد تصنیف و آهنگ اصلا با هم جور نیستند و می توانست چیز دیگری با حال و هوای دیگری بر این ملودی قرار داده شود . این تصنیف نیز دارای تکرار است و قبلا نیز در جاهای مختلف این چنین آهنگهایی بسیار شنیده ایم .
     از قطعه هفتم به بعد وارد بیات ترک می شویم . سه تار و کوزه . ولی ابتدای قطعه هفتم حال و هوای افشاری دارد و به تدریج به بیات ترک می آید که در بین قطعات این هم  چیززیادی  برای گفتن ندارد . واما تصنیف قصد جفا که برترین قسمت آلبوم است و بدون پیچیدگی یک بیات ترک مناسب را ارائه میدهد . ظاهرا آهنگسازی شخصی غیر از ذوالفنون در این آلبوم بهتر جواب داده است !.  فلاحتی در مثنوی  ادامه آلبوم خوب خوانده است . هر چند این مثنوی تکراری است و بهتر بود نو  آوری  هایی می داشت ، ولی به هرحال مثنوی یک کلیشه ای است در دستگاهها و آوازها و خیلی جای مانور ندارد .
    تصنیف انتهای اثر میخواهد سنگ تمام بگذارد و آلبوم را به نحو مناسب تمام کند . این تصنیف ، به خوبی تنظیم شده و دارای ویژگیهای خوبی است و آواز فلاحتی نیز در بین آن دلنشین نمایانده است . شعر هوشنگ ابتهاج نیز که مشابه اشعار مولانا سروده شده است  به خوبی با ریتم آهنگ هماهنگ شده است .
      بسیارمایل بودم این اثر را به تمجید  تحسین بگیرم و علاقه ای را که شخصا به خوانندگان جوان که فلاحتی از آن جمله است به سایرین برسانم. ولی متاسفانه این آلبوم به  همان دلایلی که در متن آمد نمره قابل قبولی نمیگیرد و از ذوالفنون و فلاحتی انتظار بسیار بیشتری داشتیم . با این وصف تهیه این اثر را به منظور ، استفاده از نکات مثبت آلبوم و پشتیبانی از جوانان عرصه موسیقی به همه پیشنهاد میکنم .

مشخصات آلبوم سیم آخر:
سرپرست : استاد ذوالفنون
دکلمه : رشید کاکاوند
سه تار و بم تار : استاد ذوالفنون
تنبک : محمود فرهمند
کوزه و دف : آرش زنگنه
سه تار: سروش قهرمانلو
ناشر:موسسه فرهنگی هنری چهارباغ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:54  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

هم‌زمان با بيستم مهرماه - روز بزرگداشت حافظ -، مراسم ‌«شبي با حافظ» از سوي دفتر شعر جوان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين برنامه، ضياء موحد، بهاء‌الدين خرمشاهي، محمدرضا عبدالملكيان و يوسفعلي ميرشكاك سخنراني كردند و تعدادي از شاعران به شعرخواني پرداختند.

ضياء موحد در سخناني گفت: مشغول نوشتن مقاله‌اي بودم مبني بر اين‌كه آيا براي ارزيابي شعر معيار كلي داريم يا نداريم. و آيا براي نقد ادبي معيار كلي نمي‌تواند وجود داشته باشد؟

اين شاعر در ادامه‌ي اين توضيح به تعريفي از شعر اشاره و اظهار كرد: به نظر مي‌رسد شعر آن‌ چيزي است كه مي‌نويسند. اما وقتي به شما بگويند شعري روي كاغذ بنويسيد و شما ننويسيد، به اين معنا نيست كه شعر وجود ندارد. شعر وجود دارد. يا مي‌گويند شعر چيزي است كه در ذهن شاعر مي‌آيد؛ اما باز اين هم شعر نيست. كم نيستند شاعراني كه شعري مي‌گويند و بعد درباره‌ي آن كه بپرسيم، بگويند نمي‌دانم. در مورد شاملو اين اتفاق افتاده است. حال شعر در ذهن مخاطب چيست. بايد گفت به تعداد خوانندگان شعر، معنا وجود دارد. با طرح اين موضوع مي‌خواستم بگويم كه به شعر حافظ چگونه بايد نگاه كرد.

موحد ادامه داد: سال 48 با بهاءالدين خرمشاهي همكاري داشتم. ديوان كهنه‌اي از حافظ با مقدمه‌ي ايرج افشار منتشر شد. آن‌را خواندم و عصباني شدم و ديدم با شاعري روبه‌رو هستم كه نه وزن را مي‌شناسد و نه قافيه را و نه معنا سرش مي‌شود. يعني گاهي به خاطر اشتباه نگارش كاتبان، خيلي واژه‌ها و عبارات درست كتابت نشده و مصححان هم به اين‌ها توجه نكرده‌اند. با ديدن برخي از اين نسخه‌هاي تصحيح‌شده، در همان سال، مقاله‌ي «حافظ و نقص اهل عصر» را چاپ كردم. يكي از اعتراضاتم به اين نسخه‌شناسي‌ها اين است كه بايد گفت، حافظ همين ديوان‌هايي است ما داريم. اگر حافظي پيدا شود به خط خود حافظ، باز هم ختم كلام نيست. براي اين‌كه شاعراني را ديده‌ام كه در آخر عمر خود در شعرشان دست برده‌اند و بعضا آن‌را خراب كرده‌اند. حافظ هم مثل هر شاعر ديگري شعر قوي و ضعيف دارد.

او همچنين گفت: در مقاله‌اي ديگر، حافظانه‌هاي او را جدا كردم كه در حدود يكصد غزل شد. البته بهاءالدين خرمشاهي معتقد است حافظ 50 غزل ناب دارد. زماني رابرت بلاي به ايران آمده بود. او پشت بسياري از ترجمه‌هايي كه از مولوي در آمريكا شده است، قرار دارد. به او گفتم گمان نمي‌كنم در هيچ فرهنگي در دنيا نظير شمس تبريزي وجود داشته باشد و او گفت حافظ‌تان هم همين‌طور است.

موحد سپس با اشاره به برخي ديگر از نسخه‌ها يادآور شد: زماني هم گفتند نسخه‌اي پيدا شده كه در زمان خود حافظ كتابت شده است. آن‌را چاپ كردند و چه‌ها كه نكردند و رونمايي گرفتند و در طول سه روز به چاپ سوم رسيد. اما در آن نسخه هم ديدم با شاعري روبه‌رو هستم كه مرتبا بين دنيا و آخرت در رفت‌وآمد است. اگر كسي به شما گفت سعدي بهتر از حافظ است يا برعكس، دروغ محض است. اين دو شاعر با هم قابل مقايسه نيستند و هر كدام در محل خود‌ند. سعدي يكي از پايه‌گذاران زبان فارسي است و اگر او نبود، زبان فارسي را نداشتيم. اگر حافظ را هم نداشتيم، يك شاعر اعجوبه‌ي جهاني را كم داشتيم. همين و لاغير.

در ادامه‌ي برنامه، بهاء‌الدين خرمشاهي پس از شعرخواني در سخناني اظهار كرد: از بين غزل‌هاي حافظ به نظرم 50 غزل از ناب‌ترين غزل‌هاي او هستند و فكر نكنيد اين تعداد كم است؛ 50 غزلي كه هركس ببيند، مي‌گويد كه بالاتر از آن شعر نيست. البته شايد اگر خود حافظ بود، 200 غزل را انتخاب مي‌كرد.

اين حافظ‌پژوه سپس با اشاره به برخي از شرح‌ها و تفسيرهايي كه بر شعر حافظ نوشته شده است، توضيح داد: خيلي‌ها آمده‌اند شعر خوب حافظ را به نثر بد خود تبديل كرده‌اند كه اين از بي‌حكمتي‌هاست.

خرمشاهي در ادامه، مقاله‌ي طنز‌آميزي را با عنوان «استشهاد‌هاي ظريف شعر حافظ» خواند و همچنين غزل‌هايي از اين شاعر را با آوردن نمونه‌هايي، و گفت: از جمله درباره‌ي غلامحسين مصاحب،‌ زماني كسي كه با او مشكل داشت، اين شعر حافظ را خواند كه: از مصاحب ناجنس احتراز كنيد. يا درباره ورود امام خميني (ره) به ايران، گفتند: ديو چو بيرون رود، فرشته درآيد.

همچنين محمدرضا عبدالملكيان در سخناني خاطرنشان كرد: پيشنهاد اين برنامه در روز بزرگداشت حافظ شعر فارسي، توسط بچه‌هاي دفتر شعر جوان مطرح شد و موجب خوشحالي است كه شاعران جوان‌مان، علي‌رغم همه‌ي فراز‌وفرود‌هاي فرهنگي در كشور و طرح بسياري از گونه‌هاي شعري، به اين نتيجه رسيدند كه به هرحال، چشمه و سرچشمه‌هايي مثل مولوي، سعدي و حافظ را نبايد فراموش كرد.

اين شاعر و مديرعامل دفتر شعر جوان افزود: از دغدغه‌ها و نگراني‌هاي اهل فرهنگ و شعر، كم‌توجهي‌هايي است كه در چند دهه‌ي اخير نسبت به مشاهير ادبي و فرهنگي ما صورت پذيرفته است. در كشورهاي هم‌جوار مثل تركيه و تاجيكستان، چهره‌هايي از جمله نظامي گنجوي و رودكي بر تارك فرهنگ آن‌ها مي‌درخشد و جاي تأسف است كه ما يك دانشگاه به اسم حافظ نداريم و يك تنديس از حافظ، سعدي و مولانا در كشور ديده نمي‌شود؛ غير از چند خياباني كه به اسم اين بزرگان است. آن وقت در قونيه همه‌چيز رنگ مولانا دارد. چه ايرادي داشت كه فرهنگسراها به اسم مشاهير ما باشند؟ حالا كه دولت دهم هم عنوان كرده، اولويت فعاليت‌هايش فرهنگي است، انتظار مي‌رود كه به صورت جدي در پي تحقق اين معنا باشيم.

يوسفعلي ميرشكاك هم گفت: نبايد به اين فكر كنيم كه حافظ مي‌خواسته بگريد يا ببويد. فكر كنيم چرا حافظ محل مراجعه‌ي ماست و حافظ همه چيز ماست. شاعري چيز ديگري است و پاسداري از هويت باطني مردم چيزي ديگر. شعر قبل از فردوسي شروع شد و با رودكي در مقابل زبان عربي به استقلال رسيد. هرچند ديوان آن مرد بزرگ از بين رفته و امسال هم كه سال اوست، هنوز هيچ كاري برايش نكرده‌ايم و وقتي ديگران در كشورهاي همسايه شروع مي‌كنند، ما هم ناگهاني بزمجه‌مان را درون ديگ مي‌اندازيم.

اين شاعر ياد‌آور شد: با فردوسي، تاريخ و زبان ما شروع مي‌شود؛ تاريخ منش و بينش انسان ايراني. فردوسي آمد و بر طرح اساطير ايران در نظم كار كرد كه زبان را نجات داد. بواطن و بينش‌ها و منش‌ها را به سمت خود جذب كرد و شاهنامه شروع كرد به عقب‌راندن اعراب تا آن‌سوي كرخه. او چون هويت ويژه‌ي انسان ايراني را مطرح كرد، كارش درگرفت.

ميرشكاك سپس گفت: منظر ديگري از اين هويت ايراني را سنايي غزنوي، عطار و مولانا نشان‌ دادند و خواجه‌ي شيراز در اين ميان روي نقطه‌ي كانوني هويت انسان ايراني است. البته ما دچار افراط و تفريط‌ هستيم. برخي او را عارف تمام مي‌دانند و برخي هم مثل شاملو سعي كردند او را ماترياليست كنند. حافظ ما را دعوت مي‌كند به اين‌كه چگونه يك چوب به دست بگيريم و روي طناب راه برويم. او شاعر قرن هشتم است؛ زماني كه ديگر انسان ايراني شهر‌نشين شده است. حافظ هر دو وجه افراط و تفريط را نفي مي‌كند.

اين منتقد در ادامه متذكر شد: حافظ از حيث شاعري به يك معنا از همه‌ي بزرگاني كه نام بردم، مرتبتش پايين‌تر است و وامدار همه از حيث لفظي است. اما در تفكر به مقامي رسيده است كه بتواند تعادل بين هويت قومي و ديني را در غزل به انسان ايراني يادآور شود. او سعي مي‌كند اين‌ها را مهار كند. به همين دليل در ديوان او مجموعه‌اي از تناقض‌ها و پارادوكس‌ها را مي‌بينيم كه اين تناقض‌ها در درون ما ايراني‌هاست. ماييم كه حافظ هستيم در مجلس و دردي‌كش در محفليم. اين همه ماييم كه گاهي اهل خراباتيم و گاهي اهل مسجد. به همين دليل است كه حافظ ديوانش در كنار كلام خداوند قرار مي‌گيرد.

او در ادامه تصريح كرد: لطماتي كه به ما وارد شده و مي‌شود، به اين دليل است كه با تفكر حافظ ارتباط دقيق و عميق نداريم و در او نمي‌نگريم. يك عده او را ناسوتي و ديگران لاهوتي معرفي مي‌كنند. بعد از حافظ كسي را نداريم كه اين تفكر را چنان از آن‌ خود كرده باشد كه بتواند مسير او را ادامه دهد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در اين برنامه، هادي خورشاهيان، رضا صفريان، گروس عبدالملكيان، فاطمه راكعي، عبدالجبار كاكايي، محمدسعيد ميرزايي، مهدي مظفري ساوجي، امير مرزبان، آرش شفاعي و عليرضا راهب در فواصل برنامه شعرخواني كردند و برنامه‌ي موسيقي توسط سروش قهرمان‌لو، سيدمرتضي فلاحتي و نيما افتخارشاهرودي اجرا شد.

(مطالب فوق برگرفته از ایسنا بود ولی خبرگزاری کتاب که لینکش گداشته شده است برداشت دیگری از این برنامه داشت که می توانید ببینید )

لینک خبرگزاری کتاب

لینک خبر شبی با حافظ (ایسنا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:42  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

آلبوم صوتي اشعار گروس عبدالملکيان منتشر مي شود
«از آنجايي که انتشارات چشمه در حوزه شعر تنها مجموعه يي کلاسيک از شاعران قديمي را منتشر و از شاعران جوان کمتر استفاده مي کرد طي صحبت هايي قرار شد من مسووليت حوزه شعر را در اين انتشارات بر عهده بگيرم.» گروس عبدالملکيان شاعر جوان با اعلام اين خبر به ايلنا گفت؛ «طبق تصميمات و هماهنگي هاي لازم قصد دارم گزيده يي از اشعار منتشرشده ام را به صورت صوتي اجرا و منتشر کنم که براي موسيقي متن آن با سروش قهرمانلو به توافق رسيده ايم ولي هنوز تهيه کننده يي براي آن نيافته ايم.» او ادامه داد؛ «در حال حاضر ترجمه اشعار راميز روشن شاعر اهل جمهوري آذربايجان را در دست کار داريم که قرار است گزيده يي از آثار اين شاعر را با همکاري آيدين روشن منتشر کنيم.» اين شاعر اضافه کرد؛ «حدوداً 80 درصد از کار اين مجموعه به اتمام رسيده که در آن آيدين روشن کار برگردان اشعار را به فارسي انجام داده و من کار بازسرايي آنها را بر عهده داشتم.» عبدالملکيان ادامه داد؛ «حجم نهايي اين کتاب که شامل 50 شعر از راميز روشن خواهد بود به 150 صفحه مي رسد.»
پنج شنبه، 22 مرداد 1388 - شماره 2025       روزنامه ی  اعتماد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:32  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

بزرگداشت حضرت حافظ در خانه ی شاعران ایران با حضور اساتید شعر و ادبیات ایران همچون:

 بهالدین خرمشاهی و ضیا موحد  و .........

و اجرای موسیقی توسط گروه موسیقی سنتی متشکل از :

آواز : سید مرتضی فلاحتی (بامداد)

سه تار : سروش قهرمانلو

دف و تنبک : نیما افتخار شاهرودی

آدرس : خیابان شریعتی . خیابان دولت .نبش خیابان نعمتی . خانه ی شاعران .

زمان : دوشنبه  ۲۰ مهر ساعت ۴:۳۰  

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 8:55  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

جای پرویز مشکاتیان خیلی خالیه

روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 20:23  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  | 

براى روزنامه وطن امروز( چاپ شده در روزنامه ی حیات نو )

 

مطلب فوق در تاریخ ۲۸ /۵/۱۳۸۸ چاپ شده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:16  توسط سروش قهرمانلو, بردیا یوسفی  |